متولد دیار زاگرس ، همه همنوعان و بویژه هموطنانم از هرقومیت ، نژاد ، مذهب و آئینی را عاشقانه دوست دارم.دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواندرویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیردو هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماندسکوت سرشار از سخنان نا گفته است از حرکات نا کرده ،اعتراف به عشق های نهان،و شگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته است ، حقیقت تو و منبرای تو و خویشچشمانی آرزو می کنم که چراغها ونشانه ها را در ظلماتمان ببیندگوشی که صداها و شناسه ها را در بی هوشیمان بشنودبرای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیردو زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشدو ب
برچسب: احمق,
نویسنده: آتنا هاشمی
متولد دیار زاگرس ، همه همنوعان و بویژه هموطنانم از هرقومیت ، نژاد ، مذهب و آئینی را عاشقانه دوست دارم.دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواندرویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیردو هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماندسکوت سرشار از سخنان نا گفته است از حرکات نا کرده ،اعتراف به عشق های نهان،و شگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته است ، حقیقت تو و منبرای تو و خویشچشمانی آرزو می کنم که چراغها ونشانه ها را در ظلماتمان ببیندگوشی که صداها و شناسه ها را در بی هوشیمان بشنودبرای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیردو زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشدو ب
متولد دیار زاگرس ، همه همنوعان و بویژه هموطنانم از هرقومیت ، نژاد ، مذهب و آئینی را عاشقانه دوست دارم.دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواندرویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیردو هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماندسکوت سرشار از سخنان نا گفته است از حرکات نا کرده ،اعتراف به عشق های نهان،و شگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته است ، حقیقت تو و منبرای تو و خویشچشمانی آرزو می کنم که چراغها ونشانه ها را در ظلماتمان ببیندگوشی که صداها و شناسه ها را در بی هوشیمان بشنودبرای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیردو زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشدو ب
متولد دیار زاگرس ، همه همنوعان و بویژه هموطنانم از هرقومیت ، نژاد ، مذهب و آئینی را عاشقانه دوست دارم.دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواندرویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیردو هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماندسکوت سرشار از سخنان نا گفته است از حرکات نا کرده ،اعتراف به عشق های نهان،و شگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته است ، حقیقت تو و منبرای تو و خویشچشمانی آرزو می کنم که چراغها ونشانه ها را در ظلماتمان ببیندگوشی که صداها و شناسه ها را در بی هوشیمان بشنودبرای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیردو زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشدو ب
متولد دیار زاگرس ، همه همنوعان و بویژه هموطنانم از هرقومیت ، نژاد ، مذهب و آئینی را عاشقانه دوست دارم.دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواندرویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیردو هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماندسکوت سرشار از سخنان نا گفته است از حرکات نا کرده ،اعتراف به عشق های نهان،و شگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته است ، حقیقت تو و منبرای تو و خویشچشمانی آرزو می کنم که چراغها ونشانه ها را در ظلماتمان ببیندگوشی که صداها و شناسه ها را در بی هوشیمان بشنودبرای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیردو زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشدو ب
برچسب: ترمینولوژی,حقوق,
نویسنده: آتنا هاشمی
متولد دیار زاگرس ، همه همنوعان و بویژه هموطنانم از هرقومیت ، نژاد ، مذهب و آئینی را عاشقانه دوست دارم.دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواندرویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیردو هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماندسکوت سرشار از سخنان نا گفته است از حرکات نا کرده ،اعتراف به عشق های نهان،و شگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته است ، حقیقت تو و منبرای تو و خویشچشمانی آرزو می کنم که چراغها ونشانه ها را در ظلماتمان ببیندگوشی که صداها و شناسه ها را در بی هوشیمان بشنودبرای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیردو زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشدو ب
متولد دیار زاگرس ، همه همنوعان و بویژه هموطنانم از هرقومیت ، نژاد ، مذهب و آئینی را عاشقانه دوست دارم.دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواندرویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیردو هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماندسکوت سرشار از سخنان نا گفته است از حرکات نا کرده ،اعتراف به عشق های نهان،و شگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته است ، حقیقت تو و منبرای تو و خویشچشمانی آرزو می کنم که چراغها ونشانه ها را در ظلماتمان ببیندگوشی که صداها و شناسه ها را در بی هوشیمان بشنودبرای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیردو زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشدو ب
۱۳۹۴/۰۲/۰۹
سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور قانون اساسی جمهوری اسلامی ایـران را به
چالش می کشد. سازمان مدیریت و برنامه ریــــزی کشور با اختیارات کنونی نوعی
موازی کاری یا حتئ فرا اختیاری نسبت به دولت است. دولت مجموعه ای از وزرا
هستند با اختیارات قانونی درقالب دستورالعملها که برای اداره وزارت خویش اعمال
می کنند اما سازمانی که با عنوان مدیریت و برنامه ریزی سعی در تاثیـر گذاشتن در
این دستورالعملها را دارد در هیچ کجای قانون اساسی به رسمیت شناخته نشده است
آنگونه که معاونتهای این سازمان درامورداخلی وزارتخانه های مختلف دخیل هستند
عملا" وزرا را به مقام تشـــریفاتی مبدل ساخته و دستورالعمل های وزارتی
متولد دیار زاگرس ، همه همنوعان و بویژه هموطنانم از هرقومیت ، نژاد ، مذهب و آئینی را عاشقانه دوست دارم.دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواندرویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیردو هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماندسکوت سرشار از سخنان نا گفته است از حرکات نا کرده ،اعتراف به عشق های نهان،و شگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته است ، حقیقت تو و منبرای تو و خویشچشمانی آرزو می کنم که چراغها ونشانه ها را در ظلماتمان ببیندگوشی که صداها و شناسه ها را در بی هوشیمان بشنودبرای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیردو زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشدو ب
متولد دیار زاگرس ، همه همنوعان و بویژه هموطنانم از هرقومیت ، نژاد ، مذهب و آئینی را عاشقانه دوست دارم.دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواندرویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیردو هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماندسکوت سرشار از سخنان نا گفته است از حرکات نا کرده ،اعتراف به عشق های نهان،و شگفتی های بر زبان نیامدهدر این سکوت حقیقت ما نهفته است ، حقیقت تو و منبرای تو و خویشچشمانی آرزو می کنم که چراغها ونشانه ها را در ظلماتمان ببیندگوشی که صداها و شناسه ها را در بی هوشیمان بشنودبرای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیردو زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشدو ب
برچسب: انقلاب,
نویسنده: آتنا هاشمی